از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام / گل کرد خارْ خار ِ شب بی قراری ام
تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو / دیدم هزار چشم،در آیینه کاری ام
گر من به شوق دیدنت از خویش می روم / از خویش می روم که تو با خود بیاری ام
بود و نبود من همه از دست رفته است / باری،مگر تو دست برآی به یاری ام
کاری به کار غیر ندارم که عاقبت / مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام
تا ساحل قرار تو چون موج بی قرار / با رود،رو به سوی تو دارم که جاری ام
با ناخنم به سنگ نوشتم : بیا بیا / زان پیش تر که پاک شود یادگاری ام
(مهرناز)
در خواب ناز بودم شبی / دیدم کسی در می زند
در را گشودم روی او / دیدم غم است در می زند
ای دوستان بی وفا / از غم بیاموزید وفا
غم با آن همه بیگانگی / هر شب به من سر می زند
(مهرناز)
اي كاش كه دست تو پذيرش نبود
نوازش نبود و
بخشش نبود.
و ديري نخواهد گذشت
كه چشم انداز
خاطره اي خواهد شد
وحسرتيو دريغي.
بهار بهار صدا همون صدا بود / صدای شاخه ها و ریشه ها بود
بهار بهار چه اسم آشنایی / صدات می یاد اما خودت کجایی
وا بکنیم پنجره ها رو یا نه / تازه کنیم خاطره ها رو یا نه
بهار اومد لباس نو تنم کرد / تازه تر از فصل شکفتنم کرد
بهار اومد با یه بغل جوونه / عید رو آورد از تو کوچه تو خونه
حیات ما یه قرقی،باغچه ما یه گلدون / خونه ما همیشه منتظر یه مهمون
بهار بهار یه مهمون قدیمی / یه آشنای ساده و صمیمی
یه آشنا که مثل قصه ها بود / خواب و خیال همه بچه ها بود
یادش به خیر بچگی ها چه خوب بود / حیف هنوز صبح نشده غروب بود
بهار اومد برف ها رو نقطه چین کرد / خنده به دل مردگی زمین کرد
چه قدر دلم فصل بهار رو دوست داشت / وا شدن پنجره ها رو دوست داشت
بهار اومد پنجره ها رو وا کرد / من رو با حسی دیگه آشنا کرد
یه حرف یه حرف حرف های من کتاب شد / حیف که همش سوال بی جواب شد
(مهرناز)
يكي از جمعه ها جان خواهد آمد به درد عشق درمان خواهد آمد
غبار از خانه هاي دل بگيريد كه بر اين خانه مهمان خواهد آمد
مانده ام با غم هجران نگارم چكنم ؟
عمر بگذشت و نديدم رخ يارم چكنم؟
چشم آلوده كجا ، ديدن دلدار كجا
چشم ديدار رخ دوست ندارم چكنم ؟
سیدرضا(پیام)
توی این دنیای بی حاصل بودن با همه شکستگی های دل من
با همه تلخیه قصه ی تو و من من که حیفم میاد از گلایه کردن
ارزش گلایه ی من بیش از اینهاست نه برای اون کسی که اهل سوداست
کسی که لحظه به لحظه رنگ دنیاست من ساده به خیالم از خود ماست
سهم من از تو چی بوده غیر آزار تویی که دنیا برات شده یه بازار
من تورو به چشم یاری دیده بودم تو منو اما به چشم یه خریدار
تورو باید می شناختم که هزارتا چهره داشتی
روی احساس و دله من داشتی قیمت می گذاشتی
تو نتونستی بفهمی که وفا خریدنی نیست
چینیه شکسته ی دل دیگه پیوند شدنی نیست
...پیام...
به شكوفه ، به صبحدم ، به نسيم
به بهاري كه مي رسد از راه
چند روز دگر به سازو سرود
پيش پاي سحر بيفشان گل
سر راه صبا بسوزان عود
به ،پرستو به گل، به سبزه درود
اميدوارم گذشته ، امروز وآينده را باذوق خاطرات ،نگاه به فردا
واشتياق به تلاش وپيوند هاي تازه وگسترده به پيش بريم.
پیام و مهرناز
یادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بربخورد
نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را .
يادم باشد كه روز و روزگار خوش است و تنها دل ما دل نيست .
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست .....
يادم باشد زندگي را دوست دارم .
يادم باشد هرگاه ارزش زندگي يادم رفت
در چشمان حيوان بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود
زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم .
يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردي
كه از سازش عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد .
يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم.
يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم .
يادم باشد , يادم باشد ...
گریه کن،گریه قشنگه...! گریه سهم دل تنگه
گریه کن،گریه غروره...! مرهم این راه دوره
سر بده آواز هق هق،خالی کن دلی که تنگه
بذار پروانه احساس،دلت بغل بگیره
بغض کهنه رو رها کن،تا دلت نفس بگیره
نکنه تنها بمونی،دل به غصه ها بدوزی
تو بشی ستاره،تو دل شب ها بسوزی
(مهرناز)
تو بين منتظران هم عزيز من چه غريبي!
عجيبتر كه چه آسان نبودنت شده عادت !
چه بي خيال نشستيم !
نه كوششي نه وفائي.
فقط نشسته و گفتيم:
خداكند كه بيائي ...
سیدرضا(پیام)
آرشيو وبلاگ
لينك دوستان
طراح قالب