|
اشکهایم
|
می توان ده ها بار خدا را عشق را ومهربانی را
با لبی خندان تر از یک شاخه گل تفسیر کرد...
می توان بیرنگ بود مثل آب چشمه ی پاک زلال....
میتوان در فکر کوه ودشت بود عاشق گل بود.....
میتوان این جمله را در دفتر فردا نوشت.....
مهربانی از هر چیزی بهتر است
.زندگانیآموخت به من که چگونه با اشک خود را سبک سازم
اما اشکهایم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم.
نويسنده:### پيام ### |
دوشنبه سی ام بهمن 1385
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
پروردگارا
|
|
پروردگارا
به من ارامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم دلیری ده تاتغییر دهم آنچه را که میتوانم تغییر دهم بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند
نويسنده:### پيام ### |
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
عهد
|
|
اولين باري که عاشقت شدم يادته ؟ من يه کرم سيب بودم و تو يه کرم ابريشم . من به تو قول دادم ديگه هيچوقت سيب نخورم و تو هم قول دادي دور خودت پيله نزني . ولي نمي دونم چي شد که من طاقت نياوردم و فقط يه خورده سيب خوردم . تو هم از غصه دور خودت پيله بستي . ...
حالا دومين باره که عاشقت شدم ولي حالا من هنوز يه کرم سيبم و تو يه پروانه خوشگل تو پر زدي و رفتي و من موندم و سيبايي که جايي براي خورده شدنشون نمونده . از هر چي سيبه منتنفرم
نويسنده:### پيام ### |
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|