|
دوستت دارم
|
|
مرا صد بار اگر از خود براني دوستت دارم به زنجير ضيافت هم كشاني دوستت دارم به پيش خلق اگر نتوان گفت حديث عشق را درون سينه ام نهاني دوستت دارم
دل بي روح جنس آتشت را دوست دارم خطوط در هم پيراهنت را دوست دارم نگاه با همه بيگانه ات را دوست دارم غرور سركش بيگانه ات را دوست دارم تن سوزان مثل آتشت را دوست دارم رواني ومن آن عطرخوشت رادوست دارم برهمه لحظه كنارم ديدنت را دوست دارم تماشايي تو هستي ديدنت را دوست دارم
نويسنده:### پيام ### |
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
شقايق گل هميشه عاشق
|
|
نميدانم از نزديك اين گل را ديديد يا نه ،در گلدانها وگلفروشي نمي يابيد.
از كودكي عاشقش بودم خانه اي با حياط بزرگ كه درآن هرسال شقايل ميروييد،
ساعتها در كنارش مي نشستم و غرق در تماشا بودم، چيدنش به ساعتي نخواهد كشيد
تا شاهد پرپر شدنش در دستانتان باشيد. هنوز هم هيچ گلي را به اندازه شقايق دوست ندارم
با گلبرگهاي ناز،ساقه و برگهاي ظريف، اما استوار، آزاد و سالار عاشقان
شقايق اينجا من خيلي غريبم
نويسنده:### پيام ### |
چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
فاصله...
|
|
بي تو، تو اين شبهاي غم، گريه ام ديگه در نمياد حرف غم انگيز دلم، جز تو كسي رو نميخواد ديو سياه غصه ها، توي كدوم شب ميميره ازچي بگم وقتي دلم، از دل تو دور ميمونه وقتي كه قلب پاك تو، هيچي از من نميدونه ميخونم به خدا مي خونم از چشهاي معصوم تو حرفهاي تو رو میدونم به خدا مي دونم اونيكه جدا كرده ازتو هم قلب تو رو
نويسنده:### پيام ### |
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
برای سلامتی تمامی بیماران انهایی که التماس دعاداشتندهمینطورکسانیکه دلمان برایشان میزند.
|
|
اللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
نويسنده:### پيام ### |
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
لایق تو و عشق تو نیستم
|
|
رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی بجز گریز برایم نمانده بود این عشق آتشین پر از درد بی امید در وادی گناه و جنونم کشانده بود رفتم ، که داغ بوسه پر حسرت ترا با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم رفتم که نا تمام بمان در ای سرود رفتم که با نگفته بخود آبرو دهم... رفتم مگو ، مگو که چرا رفت ، ننگ بود عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما از پرده خموشی و ظلمت ، چو نور صبح بیرون فتاده بود بیکاره راز ما رفتم که گم شوم چو یه قطره اشک گرم در لابلای دامن شبرنگ زندگی رفتم ، که در سیاهی یک گور بی نشان فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی از خنده های وحشی طوفان گریختم از بستر وصال به آغوش سرد هجر آزرده از ملامت وجدان گریختم ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز دیگر سراغ شعله آتش ز من نگیر می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر روحی می شوم که شبی بی خبر ز خویش در دامن سکوت به تلخی گریستم نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم
نويسنده:### پيام ### |
یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
الهي
|
|
تو بي آن كه من قدمي به سويت بردارم، به دلجويي ام آمدي و ديواري بلند ميان من وزشت كاري ها يم كشيدي ،و آن چنان كه خود من هم آنها را دير به دير به ياد مي آورم،باشد چشمانم در امتداد رحمتت به پنجره اميد كه رو به آسمان شفقتت گشوده است ، خيره شود.
بارپرودگارا ،با اين همه ، هنوز دلم در تاريكخانه هوا وهوس پاي دراز كرده و در روياهايش سوار بر اسب لجام گسيخته گناه ،محدوده عصيان را طي مي كند.
خداي من، از اين همه هواداري دلم از هوا و هوس به تو شكايت ميكنم وخلاصي دلم و همراهي اش با لخلاص را از درگاهت طلب مي كنم.
نويسنده:### پيام ### |
جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
چشم به راه...
|
کجا سفر رفتی که بی خبر رفتی اشکم را چرا ندیدی از من دل چرا بریدی پا از من چرا کشیدی که پیش چشمم ره دگر رفتی رفتی و صبر و قرار مرا بردی...بردی... طاقت این دل زاره مرا بردی...بردی...
نويسنده:### پيام ### |
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
تنها
|
|
دیر گاهیست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آیینه ز من بی خبر است که اسیر شب یلدا شده ام من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ ها شده ام کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام....
نويسنده:### پيام ### |
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
دلتنگ
|
وقتي "دلتنگ" شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي "دوستت داره" ... وقتي "نااميد" شدي به ياد
بيار کسي رو که تنها "اميدش" تويي ... وقتي پر از "سکوت" شدي به ياد بيار کسي رو که "به صدات محتاجه" ... وقتي "دلت" خواست از "غصه" بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه "کلبه" داره
نويسنده:### پيام ### |
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
مانده و خسته ام ...
|
|
اشک همزاد لحظه های من است همنشین خدا خدای من است اشک می داند از چه دلتنگم خوب می داند از چه بی رنگم خوب می داند از چه ویرانم مانده و خسته ام ...
نويسنده:### پيام ### |
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
بازار عشق(ديوانه)
|
|
به بازارت گریزی از جهان است برایم عشق تو فرض و گمان است شدم پوچ از دو عالم، درخور هیچ همه فصلم دمی رنگ خزان است نشستم کنج غم، غربت نشینی چه کس گوید که جان من جوان است؟ اگر میخندم و بیهوش و مستم همه شادی بروی این زبان است جوانی باورم کرده که پیرم که این موی سپیدش هم به جان است
نويسنده:### پيام ### |
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|