به شكوفه ، به صبحدم ، به نسيم
به بهاري كه مي رسد از راه
چند روز دگر به سازو سرود
پيش پاي سحر بيفشان گل
سر راه صبا بسوزان عود
به ،پرستو به گل، به سبزه درود
اميدوارم گذشته ، امروز وآينده را باذوق خاطرات ،نگاه به فردا
واشتياق به تلاش وپيوند هاي تازه وگسترده به پيش بريم.
پیام و مهرناز
یادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بربخورد
نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را .
يادم باشد كه روز و روزگار خوش است و تنها دل ما دل نيست .
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست .....
يادم باشد زندگي را دوست دارم .
يادم باشد هرگاه ارزش زندگي يادم رفت
در چشمان حيوان بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود
زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم .
يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردي
كه از سازش عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد .
يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم.
يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم .
يادم باشد , يادم باشد ...
گریه کن،گریه قشنگه...! گریه سهم دل تنگه
گریه کن،گریه غروره...! مرهم این راه دوره
سر بده آواز هق هق،خالی کن دلی که تنگه
بذار پروانه احساس،دلت بغل بگیره
بغض کهنه رو رها کن،تا دلت نفس بگیره
نکنه تنها بمونی،دل به غصه ها بدوزی
تو بشی ستاره،تو دل شب ها بسوزی
(مهرناز)
تو بين منتظران هم عزيز من چه غريبي!
عجيبتر كه چه آسان نبودنت شده عادت !
چه بي خيال نشستيم !
نه كوششي نه وفائي.
فقط نشسته و گفتيم:
خداكند كه بيائي ...
سیدرضا(پیام)
قََسمت می دم پشت سرمن،من مسافر
گریه نکن،گریه نکن،گریه نکن
بیشترازجونم من دوست دارم
این دم آخر
گریه نکن،گریه نکن،گریه نکن
می برم با خود من کوله بار خاطره ها رو
گریه نکن،گریه نکن،گریه نکن
می خوام ببینی صبح فردا رو با لب خندون
گریه نکن،گریه نکن،گریه نکن
برمی گردم با یه عالم جلوه های عاشقانه،گریه نکن
بر می گردم که بخونم در وصف تو باز ترانه،گریه نکن
توی دنیا تو رو دارم برای من همین بسه،گریه نکن
خوبترینه،بهترینه،اون که با من همنفسه

(مهرناز)
دلت را خانه ي ما كن،مصفا كردنش بامن... بيا درد دل افشا كن،مداوا كردنش با من...
اگر گم كرده اي اي دل،كليد استجابت را... بيا يك لحظه با ما باش،پيدا كردنش با من...
بيفشان قطره اشكي را كه من هستم خريدارش... بياور قطره اي اخلاص،دريا كردنش بامن...
اگر انجي گنه كردي،مشو نوميد از رحمت.... تو توبه نامه را بنويس،امضا كردنش با من...
به من گو حاجت خود را،اجابت مي كنم آن را... طلب كن آنچه مي خواهي،مهيا كردنش با من

آهای مردم دنیا گله دارم / من از عالم و آدم گله دارم
شما که حرمت عشق رو شکستین / کمر به کشتن عاطفه بستین
شما که روی دل قیمت گذاشتین / که حرمت عشق رو نگه نداشتین
فریاد من شکایت یه روح بی قراره / روح که خسته از همه زخمی روزگاره
اگه عشقی نباشه آدمی نیست / اگه آدم نباشه زندگی نیست
(مهرناز)
زندگي دايره است / مركزش صفر بزرگ /
ومنم داخل آن / وتويي نيز چومن /
ومنوتو باهم / مي توانيم كه از صفر /
بسازيم عددي / وبه اندازه اندازه خود/
حجم اين دايره رابيش كنيم / گر چه صفريم،ولي گسترش خويش كنيم /
پس اگر من به تو ياري كنم / وتو ماني بي من / يا بمانم بي تو /
آسمان بي كس وبي مهرشود / دايره خالي وبي مصرف وخودصفر شود.

- پیــــــام -
دستامون اگه که دورن / دلامون که دور نمی شه
دل من جز با دل تو / با دلی که جور نمی شه
تو می خوای مرمر قلبت / آب شه با گرمای عشقم
دلت از سنگه عزیزم / سنگی که صبور نمی شه
تو دلم همیشه جاته / همیشه دلم باهاته
یاد من هر جا که باشی / مثل سایه پا به پاته
(مهرناز)
خدا كند كه رضايم فقط رضاي تو باشد
هواي نفس نباشد همه هواي تو باشد
خداكند كه گزارت فِتد به منظر چشمم
كه سجده گاه نمازم به جاي پاي تو باشد
خدا كند كه اماما دلم براي تو باشد
كسي دراو ننشيند هميشه جاي تو باشد
خداكند كه نفروشم دِگر به غير تو جان را
كه جان و هر چه كه دارم همه فداي تو باشد
منم مريض و توهستي طبيب درد درونم
عنايتي كه شفايم فقط شفاي تو باشد
فداي خاك ره تو وجود عالم و آدم
وجود عالم امكان به اِتكاي تو باشد
خدا كند كه بدانم نشانه اي زمكانت
كه درب جنتِ رضوان دَر سراي تو باشد
خدا كند كه شوم من فداي راه و فنايت
با سعادت آن جان كه او فناي تو باشد
گذشت عمر و نديدم زمان و وقت ظهورت
دعا نما كه ظهور تو با دعاي تو باشد
خدا كند كه ولاي تو دردلم بنشيند
كه بندگي و عبادت فقط ولاي تو باشد
ندارد غصه اي انوار به روزگار اماما
اگر كه درهمه ي عمر فقط گداي تو باشد
سید رضا (پیام)
آرشيو وبلاگ
لينك دوستان
طراح قالب