يكي از جمعه ها جان خواهد آمد به درد عشق درمان خواهد آمد
غبار از خانه هاي دل بگيريد كه بر اين خانه مهمان خواهد آمد
مانده ام با غم هجران نگارم چكنم ؟
عمر بگذشت و نديدم رخ يارم چكنم؟
چشم آلوده كجا ، ديدن دلدار كجا
چشم ديدار رخ دوست ندارم چكنم ؟
سیدرضا(پیام)
توی این دنیای بی حاصل بودن با همه شکستگی های دل من
با همه تلخیه قصه ی تو و من من که حیفم میاد از گلایه کردن
ارزش گلایه ی من بیش از اینهاست نه برای اون کسی که اهل سوداست
کسی که لحظه به لحظه رنگ دنیاست من ساده به خیالم از خود ماست
سهم من از تو چی بوده غیر آزار تویی که دنیا برات شده یه بازار
من تورو به چشم یاری دیده بودم تو منو اما به چشم یه خریدار
تورو باید می شناختم که هزارتا چهره داشتی
روی احساس و دله من داشتی قیمت می گذاشتی
تو نتونستی بفهمی که وفا خریدنی نیست
چینیه شکسته ی دل دیگه پیوند شدنی نیست
...پیام...
آرشيو وبلاگ
لينك دوستان
طراح قالب