یا علی رفتیم بقیع اما چه سود
هر چه گشتیم فاطمه انجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست
آن گل صد برگ خوشبویت کجاست
هر چه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج بی فاطمه بیحاصل است
فاطمه حلال صدها مشکل است
من طواف سنگ کردم دل کجاست
راه پیمودم پس این منزل کجاست
کعبه بی فاطمه مشتی گل است
فبر زهرا کعبه اهل دل است
پیام
از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام / گل کرد خارْ خار ِ شب بی قراری ام
تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو / دیدم هزار چشم،در آیینه کاری ام
گر من به شوق دیدنت از خویش می روم / از خویش می روم که تو با خود بیاری ام
بود و نبود من همه از دست رفته است / باری،مگر تو دست برآی به یاری ام
کاری به کار غیر ندارم که عاقبت / مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام
تا ساحل قرار تو چون موج بی قرار / با رود،رو به سوی تو دارم که جاری ام
با ناخنم به سنگ نوشتم : بیا بیا / زان پیش تر که پاک شود یادگاری ام
(مهرناز)
در خواب ناز بودم شبی / دیدم کسی در می زند
در را گشودم روی او / دیدم غم است در می زند
ای دوستان بی وفا / از غم بیاموزید وفا
غم با آن همه بیگانگی / هر شب به من سر می زند
(مهرناز)
اي كاش كه دست تو پذيرش نبود
نوازش نبود و
بخشش نبود.
و ديري نخواهد گذشت
كه چشم انداز
خاطره اي خواهد شد
وحسرتيو دريغي.
بهار بهار صدا همون صدا بود / صدای شاخه ها و ریشه ها بود
بهار بهار چه اسم آشنایی / صدات می یاد اما خودت کجایی
وا بکنیم پنجره ها رو یا نه / تازه کنیم خاطره ها رو یا نه
بهار اومد لباس نو تنم کرد / تازه تر از فصل شکفتنم کرد
بهار اومد با یه بغل جوونه / عید رو آورد از تو کوچه تو خونه
حیات ما یه قرقی،باغچه ما یه گلدون / خونه ما همیشه منتظر یه مهمون
بهار بهار یه مهمون قدیمی / یه آشنای ساده و صمیمی
یه آشنا که مثل قصه ها بود / خواب و خیال همه بچه ها بود
یادش به خیر بچگی ها چه خوب بود / حیف هنوز صبح نشده غروب بود
بهار اومد برف ها رو نقطه چین کرد / خنده به دل مردگی زمین کرد
چه قدر دلم فصل بهار رو دوست داشت / وا شدن پنجره ها رو دوست داشت
بهار اومد پنجره ها رو وا کرد / من رو با حسی دیگه آشنا کرد
یه حرف یه حرف حرف های من کتاب شد / حیف که همش سوال بی جواب شد
(مهرناز)
آرشيو وبلاگ
لينك دوستان
طراح قالب