|
شیدایی...
|
|
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی دل که آیینه شاهیست غباری دارد از خدا میطلبم صحبت روشن رایی کردهام توبه به دست صنم باده فروش که دگر می نخورم بی رخ بزم آرایی نرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو مرنج نروند اهل نظر از پی نابینایی شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی جویها بستهام از دیده به دامان که مگر در کنارم بنشانند سهی بالایی کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست گشت هر گوشه چشم از غم دل دریایی سخن غیر مگو با من معشوقه پرست کز وی و جام میام نیست به کس پروایی این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه میگفت بر در میکدهای با دف و نی ترسایی
نويسنده:### پيام ### |
یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
نجوای آسمانی با امام خوبان
|
|
حجاب حضورت اگر وجود پست من هست دعا بکن که بمیرم چرا نمیایی....
يک عمر تو زخمهاي ما را بستي هر روز کشيدي به سر ما دستي شعبان که به نيمه ميرسد آقا جان! ما تازه به يادمان ميآيد هستي هم چاه سر راه تو بايد بکنيم هم اينکه از انتظار تو دم بزنيم اين نامه ي چندم است که تو ميخواني؟ داريم رکورد کوفه را ميشکنيم. هر چند که خستهايم از اين حال نيا! شرمنده! اگر ندارد اشکال نيا! ما خط تمام نامههامان کوفي است آقاي گلم!زبان من لال نيا! سر تاسر جان ما پر از تب نشده چون جام جنون ما لبالب نشده ما منتظريم ماه کامل بشود دور قمري چهارده شب نشده...
نويسنده:### پيام ### |
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
داداگاه متهمین انتخابات از نگاه دیگر
|
|
به این دادگاه و اعترافات نگاه میکردم و با خود فکر میکردم با همه این که شایعه پراکنان میگویند اینها شکنجه شدند و یا تحت فشار هستند و خیلی از حرف وحدیثها دیگرکه برچسب میزنند تا مسیر اصلی گم شود.اما من فکرم به انقلاب وتظاهرات دوره شاه رفت به دادگاه گلسرخی کمونیست که در دادگاه شاه رهبر خود را امام حسین (ع) معرفی کردو اینکه مردم با اعتقاد و چه شجاعتی مبارزه میکردند و در مقابله با سخترین شکنجه ها ایستادگی کردند خون و جون دادند تا پیروز شدندواین چیزی نبود بجز یاری خداوند وکمک اقا امام زمان (عج)و ولایت فقیه و ایمان مردم اما افرادی که حالا برای دنیا وهوای نفسانی خود کار میکنند و رهبرشان مافیای قدرت داخلی و خارجی هستش نتیجه اش مشخص هست همین که میبینیم اعتراف و پشیمانی و آبروریزی و شکست دشمنان, این انقلاب قصه اش فرق میکند. ادامه مطلب هم جالبی در این مورد هستش .
نويسنده:### پيام ### |
سه شنبه سیزدهم مرداد 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
او خواهد آمد
|
|
ای سفر کرده ی موعود بیا که دلم در پی تو در به در است جان ناقابل این چشم به راه برگ سبزیست به تو جان، به لب است
نويسنده:### پيام ### |
پنجشنبه هشتم مرداد 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|