بهار بهار صدا همون صدا بود / صدای شاخه ها و ریشه ها بود
بهار بهار چه اسم آشنایی / صدات می یاد اما خودت کجایی
وا بکنیم پنجره ها رو یا نه / تازه کنیم خاطره ها رو یا نه
بهار اومد لباس نو تنم کرد / تازه تر از فصل شکفتنم کرد
بهار اومد با یه بغل جوونه / عید رو آورد از تو کوچه تو خونه
حیات ما یه قرقی،باغچه ما یه گلدون / خونه ما همیشه منتظر یه مهمون
بهار بهار یه مهمون قدیمی / یه آشنای ساده و صمیمی
یه آشنا که مثل قصه ها بود / خواب و خیال همه بچه ها بود
یادش به خیر بچگی ها چه خوب بود / حیف هنوز صبح نشده غروب بود
بهار اومد برف ها رو نقطه چین کرد / خنده به دل مردگی زمین کرد
چه قدر دلم فصل بهار رو دوست داشت / وا شدن پنجره ها رو دوست داشت
بهار اومد پنجره ها رو وا کرد / من رو با حسی دیگه آشنا کرد
یه حرف یه حرف حرف های من کتاب شد / حیف که همش سوال بی جواب شد
(مهرناز)
آرشيو وبلاگ
لينك دوستان
طراح قالب