از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام / گل کرد خارْ خار ِ شب بی قراری ام
تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو / دیدم هزار چشم،در آیینه کاری ام
گر من به شوق دیدنت از خویش می روم / از خویش می روم که تو با خود بیاری ام
بود و نبود من همه از دست رفته است / باری،مگر تو دست برآی به یاری ام
کاری به کار غیر ندارم که عاقبت / مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام
تا ساحل قرار تو چون موج بی قرار / با رود،رو به سوی تو دارم که جاری ام
با ناخنم به سنگ نوشتم : بیا بیا / زان پیش تر که پاک شود یادگاری ام
(مهرناز)
آرشيو وبلاگ
لينك دوستان
طراح قالب